آرامگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی

آدرس:
استان خراسان رضوی، 20 کیلومتری شمال مشهد، توس
زمان بازدید:
صبح الی عصر
تعطیلات سالانه
ایام تعطیل رسمی
بلیط ورودی
30000
بلیط اتباع خارجی
200000
چکیده: آرامگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی

آرامگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی، بزرگترین حماسه سرای پارسی زبان، در میان باغی مصفا به فاصله ۲۰ کیلومتری شمال شهر مشهد واقع شده است. این بنای یادمان، توسط مهندس هوشنگ سیحون بر پایهٔ طرح پیشین آن (توسط حسین لرزاده) با کمی تغییرات در ابعاد و اندازه و تزئینات، طراحی و بازسازی شد. ساختمان کنونی آرامگاه در سال ۱۳۱۳ هم‌زمان با آیین‌ های هزاره فردوسی گشایش یافت.

در ایران روز ۲۵ اردیبهشت به نام روز بزرگداشت فردوسی نامگذاری شده‌ است. هر سال در این روز آیین‌ های بزرگداشت فردوسی و شاهنامه در دانشگاه‌ ها و نهادهای پژوهشی برگزار می‌ گردد.

مشخصات کلی
نام
آرامگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی
قدمت
1313
بازسازی
1347
سازنده
مهندس حسین لرزاده و مهندس هوشنگ سیحون
ویژگی خاص
آرامگاه حکیم فردوسی
پیشنهادات
مدت زمان بازدید
یک ساعت
آثار و نمونه های مشابه
آرامگاه عرفا و شعرای ایران زمین
فعالیت مناسب برای یک روز بارانی؟
مسیر دسترسی
آدرس
استان خراسان رضوی، 20 کیلومتری شمال مشهد، توس
امکانات
دسترسی به وسایل نقلیه
پارکینگ
سرویس بهداشتی
نزدیکترین جاذبه ها و محل اقامت به آرامگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی
متن کامل: آرامگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی

ابوالقاسم فردوسی توسی (زادهٔ ۳۱۹ خورشیدی، ۳۲۹ هجری قمری - درگذشتهٔ پیش از ۳۹۷ خورشیدی، ۴۱۱ هجری قمری در توس خراسان)، سخن‌ سرای ایرانی و سرایندهٔ شاهنامه حماسهٔ ملی ایران است. فردوسی را بزرگترین سرایندهٔ پارسی‌ گو دانسته‌ اند. فردوسی از همان ابتدای کار که به کسب علم و دانش پرداخت، به خواندن داستان هم علاقمند شد و مخصوصاً به تاریخ و اطلاعات مربوط به گذشته ایران عشق می ورزید.
همین علاقه به داستانهای کهن بود که او را به فکر به نظم در آوردن شاهنامه انداخت.


چنان که از گفته خود او در شاهنامه بر می آید، مدتها در جستجوی این کتاب بوده است و پس از یافتن دستمایه ی اصلی داستانهای شاهنامه، نزدیک به سی سال از بهترین ایام زندگی خود را وقف این کار کرد.
او خود می گوبد:


بسی رنج بردم بدین سال سی
عجم زنده کردم بدین پارسی
پی افکندم از نظم کاخی بلند
که از باد و باران نیابد گزند
بناهای آباد گردد خراب
ز باران و از تابش آفتاب


فردوسی در سال 370 یا 371 به نظم در آوردن شاهنامه را آغاز کرد و در اوایل این کار هم خود فردوسی ثروت و دارایی قابل توجهی داشت و هم بعضی از بزرگان خراسان که به تاریخ باستان ایران علاقه داشتند او را یاری می کردند ولی به مرور زمان و پس از گذشت سالها، در حالی که فردوسی بیشتر شاهنامه را سروده بود دچار فقر و تنگدستی شد.
فردوسی در شاهنامه از دودمان‌های پادشاهی پیشدادیان و کیانیان و اشکانیان و ساسانیان نام برده‌ است. سروده‌ های دیگری نیز به فردوسی نسبت داده شده‌ که بیشتر بی‌ پایه دانسته‌ اند. شناخته‌ شده‌ ترین آنها مثنوی یوسف و  زلیخا و گرشاسب‌ نامه و هجو نامه‌ای در نکوهش سلطان محمود است.
سروده‌ های فردوسی نه تنها در ایران، بلکه در بسیاری از کشورهای دیگر مورد پژوهش و بررسی قرار گرفته‌ است؛ و در دانشگاه‌ های شناخته‌ شدهٔ دنیا مانند دانشگاه کمبریج انگلستان و دیگر دانشگاه‌ های اروپایی و آمریکایی مورد مطالعه قرار گرفته‌ است و تازه‌ ترین پژوهش‌ ها دربارهٔ شاهنامه در مرکز مطالعات خاورمیانه و اسلامی دانشگاه کمبریج منتشر شده‌ است. در میانهٔ نوروز ۱۳۸۵ برگردان تازه‌ای از شاهنامه به زبان انگلیسی در آمریکا منتشر شد. دیک دیویس (پروفسور زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اوهایوی آمریکا و عضو انجمن سلطنتی ادبیات) پدیدآورندهٔ این نسخه جدید است و با ارائهٔ این برگردان نوین، نوروز ایرانی را جشن گرفت.

 


فردوسی سخن‌ سرایی وطن‌ پرست و در میهن‌ خواهی استوار بود. این باور پایدار او از جای جای شاهنامه و به ویژه از شور فردوسی در ستایش ایران و نژاد ایرانی به خوبی آشکار است. او از تاریخ نیاکان خود و داستان‌ ها و افسانهٔ شاهان و تاریخ ایران آگاهی و یا به دانستن آن شوق و دلبستگی فراوان داشت و تربیت خانوادگی او نیز وی را بر این می‌ داشت؛ به همین سبب است که به این کار سترگ دست زد و تا هنگامی که گرفتار فقر و تهیدستی نگشت، یعنی مال و ثروت نیاکانی را بر سر کار شاهنامه نگذاشت، به دربار شاهان و جایزه‌ های ایشان چشم نداشت. فردوسی در سرودن شاهنامه، گذشته از انگیزهٔ وطن‌ خواهی و باورهای میهنی، کم‌ و بیش پشتیبانانی داشته‌ است. او خود از چند تن به نام یاد کرده‌ است که ایشان به گونه‌ ای در برانگیختن و یاری او کوشیده‌ اند. یکی از آنان که بیش از همه مورد ستایش اوست، یکی از بزرگان و فرمانروایان آن روزگار است که فردوسی ویژگی‌ هایش را بر می‌ شمارد، اما آشکارا نامی از او به میان نمی آورد.
به گفتهٔ «نولدکه» دانشمند آلمانی، فردوسی هیچ تعصب مذهبی نداشته‌ است. برای نمونه فردوسی در مورد افسانه‌ ای که از باورهای اسلامی گرفته شده‌ و در بارهٔ زیارت اسکندر از کعبه است، می‌گوید: خدای زمین و زمان نیاز به جا و مکان ندارد؛ و نیز می‌ گوید که برای پیشینیان ما «آتش» تنها برای نشان کردن سمت نیایش بود، همان گونه که برای تازیان «سنگ» سمت پرستش است.
به نظر فروغی از ویژگی‌ های فردوسی پاکی زبان و عفت اوست. در تمام شاهنامه یک واژه و یا یک عبارت مستهجن دیده نمی‌شود و پیداست که فردوسی بر خلاف بسیاری از شاعران از آلوده کردن خود به هزل و زشتی‌ ها برحذر بوده است و هر جا که به فراخور داستان‌ سرایی مطلب شرم‌ آمیزی می‌ بایست نقل کند بهترین و نازکترین عبارت‌ ها را برای آن یافته است. عفت‌ خواهی فردوسی به اندازه‌ای‌ است که در داستانهایی هم که به فراخور طبیعت بشری بی‌ اختیار رخ می‌ دهد، نمی‌پسندد که پهلوانان او گرفتار نفس شده و از حدود مشروع فراتر رفته باشند. فردوسی مردی است بسیار اخلاقی، با نظر بلند و قلبی نازک و حسی لطیف، ذوق سلیم و طبع حکیم؛ همواره از رویدادها هوشیار می‌ شود و خواننده را رهنمون می‌ سازد که کار بد میوهٔ بد می‌ دهد و راه کج انسان را به آرمان نمی‌ رساند.
هیچ‌ کس به اندازهٔ فردوسی باورمند به خرد و دانش نبوده و تشویق به اندوختن دانش و هنر ننموده‌ است. فردوسی چون خیام در اشعارش به کوتاهی زندگانی افسوس می‌ خورد و بیان حیرانی می‌ کند که انسان برای چه آمده‌ است و کجا می‌ رود و پس از این زندگی چه خواهد شد.

فردوسی برای شناسایی خرد و اینکه خرد چیست و با چه وسیله‌ ای میتوان آن را دریافت و از آن سود جست و چه دگرگونی‌ هایی ممکن است در وضع تن و روح انسان موجب خرد شود ویژگی‌ هایی چند برای خرد و خردمند بر می‌ شمارد:



نخستین نشان خرد آن بود        که از بد همه ساله ترسان بود
بداند تن خویش را در نهان    به چشم خرد جست راز جهان
خرد افسر شهریاران بود        همان زیور نامداران بود
بداند بد و نیک مرد خرد        بکوشد به داد و بپیچد ز بد
خداوند هوش و زمان و مکان    خرد پروراند همی با روان

خصوصیات معماری بنا

ساختمان کنونی آرامگاه در سال ۱۳۱۳ همزمان با آیین‌ های هزاره فردوسی گشایش یافت. آرامگاه که به شکل بناهای پرسپولیس و مقبره کوروش در پاسارگاد ساخته شده است از سه قسمت تشکیل شده که اولین بخش آن، میانی ترین بخش است و از سنگ قبری از جنس مرمر به ابعاد ۱٫۵×۱ متر و حدود نیم متر ارتفاع تشکیل شده است که در مرکز در سکوی مرمری قرار گرفته است. بخش دوم شامل تالاری مربع شکل است که از سنگ مرمر ساخته شده و داخل آن با کاشی تزئین گشته است و چهار ستون بلند با دو سر ستون بزرگ در چهارگوشه این تالار موجود است و تصویر مردی بالدار در بالای ضلع جنوبی بنای اصلی شکل گرفته که ویژگی‌ های پرسپولیس را بخاطر می‌آورد و سومین بخش محوطه پلکانی پوشیده از سنگ مرمر است که اتاق روی آن قرار گرفته است و تعداد زیادی از اشعار فردوسی روی دیوار آن حک گشته است که حسین حجار باشی زنجانی سنگتراشی سنگ‌ های بنا و قبر را انجام داده است و سنگ نوشته‌ های آرامگاه را که به خط نستعلیق و از اشعار فردوسی می‌ باشد از آثار طاهرزاده است. طراحی معماری آن اثر مهندس هوشنگ سیحون است.

چنانکه مشهور است، پیکر فردوسی را به دلیل مسائل دینی به گورستان راه ندادند و ناچار او را در باغ خودش درون شهر طابران توس، نزدیک به دروازهٔ شرقی رزان به خاک سپردند. خاک‌ جای او زیارتگاه اهل دانش و معرفت بود و با آنکه بارها آن را با خاک یکسان میکردند از نو احیا می‌ شد.
بعد از جنگ جهانی اول که شور و احساسات ملی در ایران بالا گرفته بود، در مجامع و مطبوعات قدرشناسی از فردوسی و لزوم بنای شایسته‌ ای بر سر خاک او مطرح گردید. ملک‌الشعرا بهار که طوس را زیارت کرده و تنها سکویی بی سقف و دیواری به‌ جای بنای آصف‌ الدوله یافته بود، در ۱۲۹۹ در هفته‌ نامهٔ نوبهار خود مقاله‌ ای در لزوم بنای آرامگاه نوشت. پس از تأسیس انجمن آثار ملی در سال ۱۳۰۱، به همت محمدعلی فروغی رئیس انجمن کوشش‌ هایی برای ساختمان آرامگاه آغاز شد. چون نیت این بود که آرامگاه شاعر بزرگ ملی با هزینهٔ مردم و نه از بودجهٔ دولت ساخته شود، در ۱۳۰۴ با نشر بیانیه‌ ای از مردم خواستند که اعاناتی برای این منظور به حساب انجمن پرداخت نمایند.
در اردبهشت سال ۱۳۰۵ کیخسرو شاهرخ که نماینده زرتشتیان در مجلس شورای ملی بود، ماموریت یافت به همراه گروهی از طرف انجمن برای تعیین محل دقیق خاکسپاری فردوسی از تهران به شهر طوس سفر کند. پس از جستجو در باغ حاج میرزا علی قائم مقام نایب التولیه، تختگاهی یافتند که طولش شش متر و عرضش پنج متر بود و آن همان مدفن فردوسی بود. آندره گدار رئیس اداره باستان شناسی آن زمان، مقبره را به شکل اهرام مصر طراحی کرد و ساخت این طرح در مراحل اولیه پیش رفته بود که با مخالفت ذکاء الملک فروغی این طرح تخریب شد تا به جای آن مقبره‌ ای به سبک ایرانی هخامنشی ساخته شود. طراحی این مقبره بر عهده حسین لرزاده گذاشته شد. سپس اشعار کتیبه‌ ها به خط استاد عمادالکتاب نوشته شد و پس از آن بر سنگهای نما انتقال داده شد. ساختمان آرامگاه در سال ۱۳۱۱ آغاز و در مدت ۱۸ ماه به پایان رسید و برای جشن هزاره فردوسی در سال ۱۳۱۳ آماده شد. برای تأمین کسری هزینه ۱۶۰هزار برگ بلیت بخت‌ آزمایی ده ریالی چاپ و از طریق شعبه‌ های بانک ملی ایران توزیع شده بود.
مساحت ساختمان ۹۴۵ متر بود و بهترین حجاران تصاویری از شاهنامه را بر دیوارهایش حک کردند. اما از آنجا که در طراحی بنا محاسبات فنی دقیق لازم به عمل نیامده بود، بویژه به سبب عدم محاسبهٔ مقاومت خاک و مصالح پی، ساختمان آرامگاه از همان سال‌ های نخست شروع به جذب رطوبت و نشست کرد. تعمیرات و مراقبت‌ های سی‌ ساله هم کارگر نیفتاد، و ناچار لزوم تجدید بنای آرامگاه مطرح شد. به دستور انجمن آثار ملی در سال ۱۳۴۳ بازسازی بنا با نظارت مهندس هوشنگ سیحون در سال ۱۳۴۷ به انجام رسید.
بنای پیشین دارای نمای بیرونی شبیه بنای فعلی بود، اما داخل آن کوچکتر و کم‌ عمق‌ تر و دارای دو ورودی کم‌ عرض شرقی و غربی بود. بنای کنونی، که سعی شده در ظاهر کاملاً شبیه بنای پیشین باشد دارای نهصد متر سطح زیربنا و ساخته شده از بتون و سنگ و کاشی است. بخش فوقانی بنا، که در اجرای اولیه توپر بود این بار میان‌ تهی ساخته شد. سقف داخلی آن هم با کاشی‌ کاری معرق و متأثر از عناصر تزیینی دورهٔ هخامنشی و عصر فردوسی روکاری شد. دیوارهای آن هم تماماً با سنگهایی از منطقهٔ توس نماسازی شد. هیأت کلی بنا آرامگاه کوروش بزرگ در پاسارگاد را تداعی می‌ کند.

اینک باغ آرامگاه که حدود شش هکتار مساحت، و یک موزه و کتابخانه دارد، سالانه بیش از یک میلیون زائر و شیفتهٔ فردوسی را می‌ پذیرد. موزه در گذشته، چایخانه سنتی و مکانی برای استراحت بازدیدکنندگان بود ولی بعدها در سال ۱۳۶۱ با کشف آثار باستانی در شهر قدیم توس و همچنین اهدای اشیای تاریخی توسط افراد مختلف به موزه مبدل گشت. با این همه فضلای اهل ادب ایران این مجموعه را درخور شأن رفیع فردوسی نمی‌دانند و در صدد توسعه و آبادی آنند.

 



موقعیت مکانی:
مجموعه فرهنگی باغ آرامگاه فردوسی در ۲۰ کیلومتری شمال غربی شهر مشهد، در مسیری منشعب از راه عمومی مشهد به کلات نادری، نزدیک به شهر تاریخی طابران و بقعه تاریخی هارونیه قرار دارد. روستای پاژ زادگاه فردوسی که امروزه فاز نامیده می‌ شود در ۲۸ کیلومتری شرق آرامگاه فردوسی قرار دارد.



خاطره ای زیبا از ۲۵ اردیبهشت روز بزرگداشت فردوسی

بازدید علمی از آرامگاه حکیم ابولقاسم فردوسی به مناسبت بزرگداشت ایشان با حضور استاد گرامی جناب آقای دکتر محمد محمدی در روز ۲۵ اردیبهشت ماه ۹۷ توسط انجمن علمی دانشجویی روانشناسی با همکاری واحد فرهنگی موسسه آموزش عآلی حکیم طوس رقم زده شد. 

برنامه های این روز شامل آشنایی با زندگی ابولقاسم فردوسی ، شعر خوانی بر مزار این شاعر بزرگ و تحلیل داستانهای شاهنامه با کمک سنگ تراشیده های دیواری شرکت در نقالی ، بازدید از موزه و تپه های باستانی و زور خانه و آرامگاه ابدی مهدی اخوان ثالث و معرفی این شاعر بارائه یکی از دانشجویان پایان یافت. 

که در این قسمت به خاطره و گزارش نویسی چندی از دانشجویان از این روز مهم خواهیم پرداخت.

همراه باران

قبل از خواب افکارم این بود دوستان صمیمی نمی آیند فردا چطور می گذرد؟ درست مثل اردوهای مدرسه منتظر بودم هرچه زودتر صبح شود بعد از بیداری، صدای قطرات باران رو شنیدم، بابا می گفت به احتمال کنسله

گفتم: من چند روز منتظر چنین روزیم، نه باباجان انشالله کنسل نیست،تلگرام دسترسی نداشتم.

خانم شجاعی لطف میکردن به من از گروه خبر میدادن خدارو شکر کنسل نشد.

رسیدم موسسه هر فردی می آمد برایم سئوال بود آیا از گروه ماست یا نه در این فرصت با دوستان زیادی آشنا شدم اول خانم گلی، خانم صابری و محمدی،خانم قانعی و خانم شکیب عزیز و... استاد محمدی هم آمدند و با این جمله که (زیر باران باید رفت) ما را به سمت اتوبوس بدرقه کردند، استاد درمورد متفاوت بودن آن روز و باران گفتند، چترها بهانه ای شد برای آشنایی بیشتر با دوستان.

هوای دلنشینی بود،ابتدا بازدید از مقبره بزرگانی که خارج از آرامگاه فردوسی بودند و بعد بازدید از آرامگاه حکیم فرزانه، موزه، آرامگاه اخوان ثالث و شرح حالی از وی که توسط دوستی ارائه شد بازدید از دروازه شهر توس عکس دست جمعی در کنار حوضی که نیلوفرهایش همه را مجذوب آن فضا کرده بود بعد هم صرف پیتزای خوشمزه و رای گیری که آیا برویم زورخانه یا نه روز خوب به یادماندنی شیرینی برایم رقم خورد.

متن ها را که خواندم هر فرد بازدید را به طور خلاصه و عالی نوشته با کنار هم قرار دادن این نوشته ها مثل یک پازل آن روز برایم به طور کامل توصیف و تداعی میشه.
تشکر از خانم بشردوست به خاطر تصمیم خوبشان ممنون از زحمات خانم شکیب و دو برادری که فامیلشان در خاطرم نیست  همچنین استاد محمدی و دوستانی که همراهی کردند از آشنایی با افراد گروه صحبت دیرین هم بسیار خرسندم.
و ممنون از بارانی که همراه ما بود.
پریسا دائی نژاد                             ۹۷/۲/۲۶

برای مطالعه خاطره و گزارش نویسی های بیشتر از بازدید آرامگاه فردوسی در روز بزرگداشت ایشان اینجا کلیک کنید!



منابع:

  • fa.wikipedia.org
  • asriran.com
  • daneshnameh.roshd.ir
  • عکس ها گرفته شده توسط تیم تریپ یار
شما هم می توانید در این مورد نظر دهید: