آرامگاه شمس تبریزی

آدرس:
آذربایجان غربی، خوی، محله امامزاده، کوچه شمس تبریزی
چکیده: آرامگاه شمس تبریزی

آرامگاه و یادمان شمس تبریزی از مکان ‌های گردشگری و زیارتی خوی در استان آذربایجان غربی است که به اعتقاد برخی مدفن صوفی مشرق زمین شمس تبریزی است. منار شمس تبریزی به شماره ۹۹۶ در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است.

کنگره بین‌ المللی شمس تبریزی همه ساله در شهر خوی در این مکان برگزار می گردد و علاقمندان شمس تبریزی از نقاط مختلف ایران و کشورهای همجوار در مراسم بزرگداشت این عارف گرانقدر شرکت کرده، یادش را گرامی میدارند.

مشخصات کلی
نام
یادمان شمس تبریزی
وجه تسمیه
این مکان به نظر برخی آرامگاه شمس است.
قدمت
قرن هفت هجری
پیشنهادات
بخش های مهم برای بازدید
منار، آرامگاه
بهترین زمان بازدید
ایام کنگره که در پاییز هر سال به مدت یک هفته برگذار میشود.
آثار و نمونه های مشابه
«میل قاوردی» بردسیر کرمان
نزدیک ترین جاذبه های گردشگری
امام زاده سید بهلول، مقبره میر هادی کوثری
مسیر دسترسی
آدرس
آذربایجان غربی، خوی، محله امامزاده، کوچه شمس تبریزی
امکانات
دسترسی به وسایل نقلیه
رستوران
اقامتگاه
از آرامگاه شمس تبریزی کجا بریم؟
متن کامل: آرامگاه شمس تبریزی

یکی از نماد های خوی آرمگاه و یادمان شمس تبریزی است. یادمان شمس تبریزی، خاطره عارفی نامی و بزرگی را زنده میکند که در مسلک عشق، «مولوی» عارف و شاعر بزرگ ایرانی، را به عرش رسانید. در کنار این مدفن مناری بزرگ پوشیده از شاخ قوچ وحشی وجود دارد که به برج شمس تبریزی معروف است. منار شمس تبریزی از بناهای منحصربه‌ فرد منطقه است که جهانگردان و گردشگران زیادی را به خود جلب می‌‏ کند. هر ساله تعداد بی‌ شماری از متصوفان برای انجام مراسم در جوار منار جمع می‏‌ شوند.

 

منار
در فاصله سه کیلومتری مرکز خوی استان آذربایجان غربی، در بین خانه ‏‌های کوچه شمس تبریزی، در محله امامزاده، برجی از شاخ‌ های قوچ به بلندی تقریبی ۱۴ الی ۱۵ متر دیده میشود که به منار شمس تبریزی معروف است؛ آرامگاه شمس نیز در فاصله ۱۰ متری از مقبره قرار دارد.
اسناد و مدارک مختلف این بنا را به اشخاص متعددی نسبت داده‌ اند‏، ولی در روایت ‌های عامه و سفر‏نامه ونیزیان آن را به شاه اسماعیل اول صفوی نسبت داده اند، که بعد از شکار یک روزه‌‏ اش دستور داده کله قوچ ‌های وحشی را در آن به ‌کار برده و از همان کله‏‌ ها و آجر مناری ساختند.

تصاوير مينياتوری بجای مانده از مقبره شمس تبريزی در شهرستان خوی نشانگر این است که در ابتدا  ۳ مناره اطراف قبر شمس وجود داشته و تصویر این سه منار در کتاب بیان «منازل سفر عراقین» در دوره سلطان سلیمان امپراتور عثمانی در سفر به خوی و زیارت آرامگاه شمس تبریزی  کشیده شده است که مسیر لشکرکشی وی را نیز نشان می ‌‏دهد. (زیر‏نویس تاریخ ۹۴۲ قمری در آن کتاب آمده است)‏. سال ‏‌های بعد یکی از منارها خراب شده، اما سیاحان دوره قاجار و جهانگیر میرزا که مطالبی در مورد خوی دارد و نیز در ترجمه کتاب آثار البلاد و اخبار العباد قزوینی از دو منار صحبت شده است. بنا به نقل معتمدین و پیرمردان محل حدود ۱۲۰ سال پیش یکی دیگر از منارها نیز تخریب شده و کنون فقط یکی از آنها باقی‏مانده است.

سبک معماری منار بسیار به بناهای دوره سلجوقی نزدیک است که در بردسیر کرمان موجود است و به «میل قاوردی» معروف میباشد. این منار برجی استوانه‌ ای شکل است و هیچ نشان و اثری از بقایای بنایی که این منار در رابطه با آن باشد، به دست نیامده است. منار به ‌صورت مجوف (میان تهی) بوده و پلکانی مارپیچی از ورودی منار که در قسمت پایین آن قرار دارد، به انتهای منار و به قسمت مؤذن آن منتهی می ‌شود که روی به قبله دارد. پی و حدود ۵۰ سانتی ‌متر از بنای قسمت تحتانی با سنگ ساخته شده است. بقیه منار از آجر ساخته شده که در وسط آجرها کله ‌های قوچ گذاشته شده و از نظر فرم به سه دسته تقسیم شده است، قسمت تحتانی و انتهای آن که کوچک ‌تر از بخش میانی است خالی، ولی قسمت میانی را با شاخ قوچ وحشی آرایش داده‌ اند که فلسفه وجود منار نیز وجود این تزئینات است و به عنوان یاد بود ساخته شده است. به قولی هدف از آن به احتمال زیاد نمایش قدرت پادشاه بوده که در یک روز توانسته به قدری قوچ وحشی شکار کند که از شاخ آنها تمامی سطح خارجی منار را تزئین کرده اند.
از خصوصیات ویژه این بنا نصب شاخ‌ های قوچ وحشی روی بدنه خارجی منار است که همراه با جمجمه حیوان به عنوان تزئین در منار نصب شده و در آجر‏کاری و فرم آن هیچگونه تزئینات دیگر به کار نرفته است.

 

کنگره بین المللی شمس تبریزی
در آبانماه سال ۱۳۸۹ خورشیدی اولین کنگرهٔ بین ‌المللی شمس تبریزی با حضور مولوی ‌شناسان و شمس ‌شناسان داخلی و خارجی در خوی و ارومیه برگزار گردید. این مراسم با حضور بیش از ۴۰ بازیگر معروف از خانه سینمای ایران همچون علی نصیریان، پرویز پرستویی، هانیه توسلی، حمید جبلی و... و آوازخانی ‌های شوالیه ایران، شهرام ناظری، و خوانندگان دیگری چون مختاباد، سراج، سالار عقیلی و... و چهره بین ‌المللی موسیقی آذربایجان، عالیم قاسیم اوف کلید خورد.

 

زندگی شمس
محمد بن علی بن ملک‌ داد تبریزی ملقب به شمس ‌الدین یا شمس تبریزی از صوفیان مشهور است که در سده هفتم هجری میزیست. سخنان وی را که در مجالس مختلف بر زبان آورده، مریدان گرد آوری کرده ‌اند که به نام «مقالات شمس تبریزی» معروف شده است.
طبق نوشته ها «هیچ آفریده ‌ای را بر حال شمس اطلاعی نبوده چون شهرت خود را پنهان می ‌داشت و خویش را در پرده اسرار فرو می ‌پیچید».
شمس تبریزی در محضر استادانی چون شمس خونجی تحصیل ‌کرده سپس به سیر و سلوک پرداخت و در نزد پیران طریقت، بزرگانی چون پیر سله ‌باف و پیر سجاسی، به کسب معرفت پرداخت. از میان کسانی که شمس تبریزی از آنها تأثیر پذیرفته بود، شهاب هریوه (اندیشمند خردگرا)، فخر رازی، اوحد الدین کرمانی و محی ‌الدین ابن عربی در مقالات شمس آمده است.

 

ملاقات با مولوی
شمس تبریزی عاشق سفر بود و عمر را به سیاحت می‌ گذراند، به روایت افلاکی «جماعت مسافران صاحبدل او را پرنده گفتندی جهت طی زمینی که داشته است.» شمس تبریزی در ۲۶ جمادی‌الثانی ۶۴۲ به قونیه رسید. با مولوی ملاقات کرد و با شخصیت نیرومند و نفس گرم خود مولانا را دگرگون کرد. در باب نخستین دیدار شمس با مولوی چنین آورده اند که مولوی بر لب جوی سرگرم مطالعه بود. شمس به او رسید و پرسید: این چیست؟ مولوی در پاسخ گفت: قیل و قال، تو را با آن چه کار؟ در این لحظه شمس کتاب را گرفت و در جوی انداخت. مولوی بر وی پرخاش کرد. شمس دست خود را در آب فرو برد و کتاب را سالم بیرون آورد. مولوی در حیرت مانده پرسید: این دیگر چیست؟ شمس پاسخ گفت: عشق و حال، تو را با این چه کار؟
تا پیش از دیدار با شمس تبریزی، مولوی از عالمان و فقیهان بود. در آن زمان به تدریس علوم دینی مشغول بود، و در چهار مدرسه معتبر قونیه تدریس می ‌کرد و اکابر علما در رکابش پیاده می ‌رفتند. با دیدار شمس تبریزی، مولوی دگرگون شد، لباس عوض کرد، درس و وعظ را یکسو نهاد و اهل وجد و سماع و شاعری شد. برای مردم قونیه مخصوصا پیروان مولانا تغییر احوال او و رابطه میان او و شمس تبریزی تحمل‌ ناکردنی بود. عوام و خواص به خشم آمدند، مریدان شورید ند و همگان کمر به کین او بستند. شمس تبریزی بعد از شانزده ماه در ۲۱ شوال ۶۴۳ بی ‌خبر قونیه را ترک کرد. اندوه و ملال مولوی را در بر گرفت.
سرانجام نامه ‌ای از شمس تبریزی رسید و معلوم شد او در شام است. مولوی فرزند خود سلطان ولد را با بیست تن از یاران برای باز آوردن او فرستاد. شمس تبریزی در ۶۴۴ با استقبال باشکوه به قونیه بازگشت. محفل مولوی غرق شور و شادی و وجد و سماع شد.

اما شادمانی ‌ها دیری نپایید، باز آتش کینه و تعصب بالا گرفت و رنج ‌ها و آزارها به شمس تبریزی رسید. او با همه علاقه‌ ای که به مولانا داشت تصمیم به ترک قونیه گرفت. شمس چند بار این سخن را مکرر گفته بود که این بار بعد از ناپدید شدن به جایی خواهد رفت که کسی نشانی از او نیابد. به این ترتیب در سال ۶۴۵ شمس تبریزی بی ‌آنکه کسی آگاه شود قونیه را رها کرد و راه سفر در پیش گرفت و هرگز کسی از وی نشانی نیافت.

 

منابع:
fa.wikipedia.org
kojaro.com

شما هم می توانید در این مورد نظر دهید: